ferveney

وقتی که چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه میخواد ببارد ...

نوشته شده در دوشنبه 06 آبان 1392ساعت 20:19 توسط galile| ارسال نظر(0)

 

نوشته شده در شنبه 04 آبان 1392ساعت 17:27 توسط galile| ارسال نظر(0)

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري

کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي

اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟

برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما

کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت

کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري

کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي

اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟

برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما

کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت

کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري

کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي

اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟

برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما

کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت

کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

نوشته شده در جمعه 03 آبان 1392ساعت 18:22 توسط galile| ارسال نظر(0)

دختر نیستی تا بفهمی وقتی از سر  کوچه تا در خونه میخوای بری قلبت میات کف پات یعنی چی...

دختر نیستی تا بفهمی زیر مانتو و مقنعه  خودتو پوشوندن به خاطر اینکه یکی دیگه تحریک نشه یعنی چی....

دختر نیستی تا بفهمی وقتی بابات به خاطر پول به زور به کسی که دوسش نداری شوهرت میده چه عذابی میکشی....

دختر نیستی تا بفهمی وقتی ولت می کنه میره و شب عروسیش از در خونه رد بشی و با چشمای گریون نگاه کنی یعنی چی...

دختر نیستی تا بفهمی اگه بهت تخاوز بشه آخر به تو میگن لاشی....

دختر نیستی تا بفهمی وقتی کسی رو دوست داری نمی تونی اسمش رو به زبون بیاری چون میشی بی چشم و رو یعنی چی...

دختر نیستی تا بفهمی معنی یه عالمه دوست دارم های الکی یعنی چی...

دختر نیستی تا بفهمی وقتی عشقت یکم مایه دستش میات و میره دنبال یکی سرتر از تو یعنی چی...

دختر نیستی تا بفهمی تحمل نگاه های تشنه ی مردای پیر و جوون تو خیابون یعنی چی...

دختر نبودی که ببینی پاک و ساده بودن تو این دنیای کثیف چه تاوان سنگینی داره...

دختر نیستی تا بفهمی چون دانشجو دختری نمیتونی با اردو دانشگاهی بری حج چه عذابی میکشی....

آره دختر بودن هم دردهای خودش رو داره

به سلامتی همه دخترای خوب

نوشته شده در چهارشنبه 01 آبان 1392ساعت 14:26 توسط galile| ارسال نظر(1)

پسر نیستی تا بفهمی پول گرفتن از پدر چقدر سخته....

پسر نیستی تا بفهمی دو سال تنهای تنها غربت سربازی کشیدن چقدر سخته....

پسر نیستی تا بفهمی دلهره شغل آینده داشتن چقدر سخته...

پسر نیستی تا بفهمی از دست دادن عشقت به خاطر پول چقدر سخته....

پسر نیستی تا بفهمی بوق زدن پشت ماشین عروس عشقت چه حالی داره...

پسر نیستی تا بفهمی همیشه لبخند به لب داشتن برا روحیه دادن به عشقت  چقدر سخته...

پسر نیستی تا بفهمی خوردن بغض برای اینکه مسخره ات نکن که داره گریه می کنه چقدر سخته....

اره من پسرم

پسر بودن یعنی از بچگی تا لحظه مرگ تنهای و تنهایی

پسر بودن یعنی تکیه گاه باشی و تکیه گاه نداشته باشی....

به سلامتی همه پسرای خوب

 

نوشته شده در چهارشنبه 01 آبان 1392ساعت 14:08 توسط galile| ارسال نظر(0)

پیاده از کنارت گذشتم و گغتی:قیمتت چنده خوشگله؟

سواره از کنارت گذشتم گفتی:برو پشت ماشین لباس شویی بشین!

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیاندازی روی من...

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت فحش خواهر و مادر بود!

در پارک به خاطر حضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم!

نتوانستم به استادیوم بیام چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی...

تو ازدواج نکردی و گفتی زن گرفتن حماقت است

من ازداج نکردم و به من گفتن ترشیده!!

عاشق که شدی مرا به انحصار کشیدی...

عاشق که شدم گفتی باید مادرم بپسندت!

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن گفتی بچه مال مادر است...

وقتی خواستی طلاقم بدهی گفتی بچه مال پدر است!

نه دیگر من به حقوقم واقف شده ام

احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی...

احتیاجی ندارم که تو حامی من باشی...

خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آور خودم باشم...

با تو شادم آری اما بدون تو هم شادم...

من اندک اندک می آموزم که برا خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم...

به من بگو ترشیده! هر چه دلت می خواهد بگو...اما افتخار با من بودن را نخواهی یافت تا زمانی که زمانی که به اندازه ی کافی فهمیده و با شعور نشده باشی....

تو باید آن قدر فهمیده شده باشی که درک کنی همگام با من شدن به معنی تصاحب کردن من نیست...

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه 30 مهر 1392ساعت 13:25 توسط galile| ارسال نظر(3)

یه روز خوب بارونی بود

زنگ دوم سال دوم ساعت دوم...ادبیات داشتیم با خانوم کرمی

واسمون یه شعر از خودش گفت که درباره ی باران نوشته بود...

خیلی معلم خوبی بود..خیلی دوسش داشتم...و اماااا شعر

باران که می بارد انگار دوباره تازه می شوم

      مثل تولد دوباره ی شبنم در بیکرانه ی رویاها

مثل سپیدی صبح به وقت طلوع عشق

      مثل عبور رنگین کمان آرزوها برای رسیدن به تو

قطره ی زلال باران که به پنجره می کوبد

       روحم را به بلندای آسمان می برد

همانجا که ابرهای سیاه به خاطر دل شکسته ی من می گریند

تو همزاد بارانی و من عاشق باران

و باز باران می بارد و باز دلتنگی دل تنگ من آغاز میشود

 

نوشته شده در یکشنبه 21 مهر 1392ساعت 22:07 توسط galile| ارسال نظر(1)

نوشته شده در شنبه 06 مهر 1392ساعت 09:10 توسط galile| ارسال نظر(0)

بگذار هر چه نمی خواهیم ، بگویند ..

بگذار هر چه نمی خواهند ، بگوییم ..

باران که ببارد ..

" کاری از چترها ساخته نیست " ..

ما اتفاقی هستیم كه افتاده ايم ..

نوشته شده در شنبه 06 مهر 1392ساعت 08:51 توسط galile| ارسال نظر(0)

از دوریت اشک می ریزم،

آرامم می کند

از آمدنت نا امید می شوم،

امیدوارم می کند

انتظار خفه ام می کند،

زنده ام می کند!!!

اگز نمی گفت "بانو" یقین داشتم این شعر ها را برای تو سروده

عمر من...جان من...چقدر امروز دلم گرفته!!!

نکند که نیایی!!!

نکند فرصت دیدن دوباره ی چشمانت را نداشته باشم...

قلبم تیر می کشد...

نکند که نیایی

برایم دعا کن...قلبم گرفته...عجیب

اگر خورشید

با مرگ برود

تمام درختان، شکل من خواهند بود

بی خورشید

بی بانو

کیکاووس یاکیــــده

نوشته شده در سه‌شنبه 02 مهر 1392ساعت 10:47 توسط galile| ارسال نظر(0)


آخرين مطالب
Design By : Pars Skin