ferveney

وقتی که چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه میخواد ببارد ...

تبریک عید نوروز 92

 

نوشته شده در دوشنبه 04 فروردین 1393ساعت 11:25 توسط galile| ارسال نظر(1)

 باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم...

دست و پاش 90 درجه کج و راست می‌شد و انگشتای ظریفی داشت ...

و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مثل خونه کوچیک، ماشین کوچیک) بودم، رویا بود...

خونه یکی از دخترهای افه‌ای (فخر فروش) فامیل بودیم که برای آب کردن دل من، کمد عروسك‌های باربی‌ خودش رو بهم نشون داد...

باباش وقتی سفرهای دریایی می‌رفت، یکی از این‌ها رو براش می‌آورد...

عید اون سال، مامانم بعد از اصرار فراوان، برام یکی از اون عروسك‌ها رو با تمام وسایلش خرید

اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من، لباس درست و حسابی نداشت...

مامانم وارد بازی کردن من می‌شد و می‌گفت: «آخه اینکه این‌طوری نمیتونه بره بیرون...» و براش یك شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه... فکر می‌کنید چی شد؟ زانوهای باربی‌ام شکست...

چون با من نماز می‌خوند و من، وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه، زانوهاش رو تا ته خم می‌کردم...

و طبعاً یک باربی آمریکایی، عادت به دو زانو و چهار زانو نشستن نداره و اصلاً خم شدن زانوهاش تا این حد طراحی نشده...

من بعد از اون زمان، 5 یا 6 تا باربی دیگه خریدم و همه اون‌ها بعد از دو روز زانو نداشتند! فکر می‌کردم كه من چقدر تحت تأثیر این عروسک بودم؟ مامانم یك کاری کرد که من فکر کنم بازیه. ناخن‌های عروسك رو با هم کوتاه کردیم، چون می‌رفت مدرسه. لاک‌هاش رو پاک کردیم..

. موهاش رو بافتیم.

 نماز جمعه هم می‌رفت...

مامانم، خیلی ساده، نذاشت كه من مثل باربی بشم، چون باربی مثل من شد...

 

نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن 1392ساعت 17:20 توسط galile| ارسال نظر(0)

خدا تنها دروازه ی امیدی است که هیچ گاه بسته نمی شود... تنها کسی است که بادهان بسته هم می توان صدایش کرد... باپای شکسته هم می توان سراغش رفت... تنها خریداریست که اجناس شکسته راخوب می خرد... تنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام می گیرد... خدارو برای همه تون آرزو می کنم.
نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن 1392ساعت 10:01 توسط galile| ارسال نظر(2)

فقط یه دختر ایرانی میتونه . . . . . . . . . . .

........

......

......

.....

سرشار از زیبایی و شایستگی باشه...ولی نتونه تو مسابقه دختر شایسته دنیا شرکت کنه...!به سلامتی تمامی دختران زیبا و نازنین ایرانی که اگه پاش برسه از تمامی اون دختر ها شایسته ترن...♥♥

نوشته شده در سه‌شنبه 15 بهمن 1392ساعت 22:04 توسط galile| ارسال نظر(0)

چگونه درگیرت نباشم رفیق؟ وقتی فندک یادگاری توسیگاری ام کرد...
نوشته شده در چهارشنبه 02 بهمن 1392ساعت 22:41 توسط galile| ارسال نظر(1)

حضرت علی علیه السلام در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود: «ای بندگان خدا! بدانید که... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد و دل‌ها را منحرف می سازد و پیوسته به زنان چشم دوختن؛ نور چشم دل را خاموش می گرداند و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه کردن از حیله و دام های شیطان است.»(بحارالانوار ج 74 ص 291 )
نوشته شده در سه‌شنبه 01 بهمن 1392ساعت 20:17 توسط galile| ارسال نظر(0)

خدایاا اگرغبارخطاهایم مرا از چشم توانداخته،از آن ها چشم بپوش وفقط نگاه کن به شفافیت توکلم وبه زلالی امیدم.
نوشته شده در جمعه 27 دی 1392ساعت 23:42 توسط galile| ارسال نظر(0)

امیدوارم کن به تمام بودن ها به تمام دلخوشی ها به دست هایت

امیدوارم کن به تمام آرزوها به روز ها به آینده که تو در کنارمی امیدوارم کن که قطره قطره های اشکم را کوچکترین لبخندم را در ذهنت می سپاری امیدوارم کن به اینکه  در ته این نا امیدی  امیدوارم می کنی !!

نوشته شده در یکشنبه 22 دی 1392ساعت 22:22 توسط galile| ارسال نظر(0)

من ! خود و زندگی ام را حال و آینده ام را ! لحظه لحظه نفس کشیدنم را به دستان پر قدرت و مهربان تو می سپارم !
نوشته شده در چهارشنبه 18 دی 1392ساعت 18:09 توسط galile| ارسال نظر(0)

میخواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم در دورترین نقطه...  دقت کن!  رسیدن به من آسان نیست  اگر همتش را نداری آسیبی به درخت نزن  به همان سیب های کرم خورده ی زمین قانع باش! 
نوشته شده در سه‌شنبه 17 دی 1392ساعت 17:17 توسط galile| ارسال نظر(0)


آخرين مطالب
Design By : Pars Skin