ferveney
وقتی که چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه میخواد ببارد ...
از دوریت اشک می ریزم، آرامم می کند از آمدنت نا امید می شوم، امیدوارم می کند انتظار خفه ام می کند، زنده ام می کند!!! اگز نمی گفت "بانو" یقین داشتم این شعر ها را برای تو سروده عمر من...جان من...چقدر امروز دلم گرفته!!! نکند که نیایی!!! نکند فرصت دیدن دوباره ی چشمانت را نداشته باشم... قلبم تیر می کشد... نکند که نیایی برایم دعا کن...قلبم گرفته...عجیب اگر خورشید با مرگ برود تمام درختان، شکل من خواهند بود بی خورشید بی بانو کیکاووس یاکیــــده
نوشته شده در سهشنبه 02 مهر 1392ساعت
10:47 توسط galile|
ارسال نظر(0)