ferveney
وقتی که چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه میخواد ببارد ...
اینم عسل... عسل رفته نقاشی کشیده آروم شه.. یه کوچوله گریه می کنه.... می ره یکم فکر می کنه.... به نتیجه می رسه...(البته بعد از یه قرن فشار آوردن به اون کله اش) داره می خنده...
نوشته شده در سهشنبه 29 مرداد 1392ساعت
12:41 توسط galile|
ارسال نظر(0)