ferveney
وقتی که چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه میخواد ببارد ...
دستانم حس لطیف گیسوانت را از پی پینه های ضمخت از یاد خواهند برد نوشته شده در چهارشنبه 13 آذر 1392ساعت
10:10 توسط galile|
ارسال نظر(0)