ferveney

وقتی که چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه میخواد ببارد ...

 

اگر چه مثل محرّم نمی شوم هرگز
 
جدا ز روضه و ماتم نمی شوم هرگز

مرا ببخش مرا چون که خوب می دانم
 
که توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز

اسیر جاذبۀ حُسن یوسف یاسم

که محو در گل مریم نمی شوم هرگز

گناه کارم و حتی بدون اذن شما

بدان نصیب جهنم نمی شوم هرگز

به جان عشق قسم غیر چهارده معصوم
 
پای هیچ کسی خم نمی شوم هرگز

قسم به قلب سپیدت سیاهپوش کسی
 
بجز شهید محّرم نمی شوم هرگز

نَمی فُرات بیاور چرا که من قانع

به سلسبیل و به زمزم نمی شوم هرگز

در انتهای غزل من دوباره می خواهم

فقط برای تو باشم نمی شوم هرگز
سید حمیدرضا برقعی

                                       


نوشته شده در دوشنبه 20 آبان 1392ساعت 16:45 توسط galile| ارسال نظر(1)


آخرين مطالب
Design By : Pars Skin